![]() |
![]() |
|
| ریتم عشق |
|
نمی دانم چگونه اما می خواهم به هر کجا که می روم سبد خاطرم را از خوبی و زیبایی پر کنم و خالصانه خویش را در اب زلال حقایق بشویم تا شفافیت روحم مرا به خدا نزدیکتر کند تا پاک باشم، تا عشقم خالص باشد و شرمنده الطاف زیبایش نشوم. در اوج دلتنگی و شکستگی ، در نهایت بی کسی و بغض زمانی که همه فراموشم کرده اند ، محبت و دوستیشان را دریغ می کنند. ان زمان که دستی نمی بینم تا به یاریم بشتابد و شانه های خسته و غمگینم را پناهی نیست . می دانم که همیشه گوش شنوایی منتظر شنیدن غصه هایم است ارام غصه هایم را بازگو می کنم بغضهای کهنه و نشکسته را در حضورش می شکنم و از جاری شدن اشک های بی بها نه ام شرم نمی کنم او مهربان و بخشنده است . تنها اوست که ارزومند ارزوهای زیبا یم است . چه ساده با گریستن خویش زاده می شویم و چه ساده در میان گریستن دیگران میمیریم .... و در فاصله میان این دو سادگی چه معمایی میسازیم .... معما یی بنام "زندگی". |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت 4 بعد از ظهر توسط شیما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
مطالعه باورهای استوار خودراباورکن به سوی کامیابی سپهری رضوان جذب پارسانامه فکر هرچه دلم میخواد آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آذر 1386 مهر 1386 مرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
| پیوندها |
|
عشق آسموني |
|
RSS
|