![]() |
![]() |
|
| ریتم عشق |
|
کسی ما را نمی پرسد، کسی ما را نمی جوید. کسی تنهایی مارا نمی گرید، دلم در حسرت یک دست. دلم در حسرت یک دوست ، دلم در حسرت یک بی ریا، مهربان مانده است. کدامین یار ما را میبرد تا انتهای باغ بارانی!؟ کدامین اشنا ،ایا. به جشن چلچراغ عشق مهمان میکند ما را !؟ ای انکه ، مثل من تنهای تنهایی! تو که حتی شبی را هم به خواب ما نمی ایی تو حتی روزهای تلخ نامردی ، نگاهت ، التیام دستهایت را دریغ از ما نمی گردی .... من امشب از تمام خاطراطم با تو خواهم گفت: من امشب با تمام کودکی هایم اشک خواهم ریخت . من امشب دفتر تقویم عمرم را به دست اصی دریای نا ارام خواهم داد . همان دریا که می گفتی: تو را در من تجلی میکند . ای دوست ، کدامین یار ما را می برد تا انتهای باغ بارانی؟!....
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 1 بعد از ظهر توسط شیما |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
مطالعه باورهای استوار خودراباورکن به سوی کامیابی سپهری رضوان جذب پارسانامه فکر هرچه دلم میخواد آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 آذر 1386 مهر 1386 مرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 |
| پیوندها |
|
عشق آسموني |
|
RSS
|